71- محیط زیست

هر وقت که برای منزل از سوپرمارکت یا میوه‏فروشی یا ... خرید میکنم و به خانه می‏آیم و سپس این خریدهای انجام شده در جای خود (در یخچال و کابینت و ...) قرار می‏گیرند، در نهایت کار با حجم انبوهی از کیسه پلاستیکی غیرقابل بازیافت روبرو می‏شوم. همیشه با خودم فکر میکنم که ما ایرانیها چه نقش پررنگی در آلوده کردن محیط زیست داریم در حالیکه اصلاً تمایلی هم برای پایان دادن به این مسأله نداریم. نکته اینجاست که اصولا در مورد این مسأله خاص (کیسه پلاستیکی) راه حل ساده ای وجود دارد و آن استفاده از پاکتهای کاغذی است که اتفاقاً امروزه در بسیاری از کشورها رایج است و آسیبی هم به محیط زیست نمیزند (یا حداقل آسیب خیلی کمتری میزند). کاملا به یاد دارم که زمانیکه 6-7 سال داشتم، پدرم وقتی از سر کار برمی‏گشت دستش چند تا پاکت کاغذی پر از میوه بود. نمیدانم چه شد که ناگهان دوران آن پاکتها سر آمد و به جای آن این پلاستیکهای دشمن محیط زیست بازار را تصاحب کردند.

/ 9 نظر / 20 بازدید
حجازی

سلام مطالب قشنگتان را یک جا خواندم. جواهر ده را رفته ام . هوای مه گرفته وغمگینی داشت . غزاله علیزاده یکی از نویسنده های خوب ما در آنجا خودکشی کرده است . همیشه باخودم می گفتم چطور انسان به این بزرگی ممکن است دست به خودکشی بزند . ولی وقتی فضای خلوت و غمگین آنجا را دیدم . درکش کردم . البته خانم علیزاده گفته بود چون سرطان دارد ونمی خواهد مزاحم دیگران باشد دست به خودکشی می زند. اما شاید آن هوا وآن فضا هم بی تقصیر نبود .

راه میانبر

البته این مشکل مال ایران نیست. در امارات هم خیلی پلاستیک ضایع میشه. شاید مشکل کشورهای نفت خیز باشه.

آیینه

ما که از همه شون برای جمع آوری زباله استفاده می کنیم.چون زباله ها رو به هرحال باید در کیسه پلاستیکی دربسته گذاشت.در عوض هیچ وقت کیسه زباله نمی خریم.

سینرژی

قدیم ترها که میوه ها را در پاکت می ریختند، آقای خانه باید آنها را دو دستی بغل می کرد و چون نمی توانست با دست، دستگیره در را بگیرد، با تنش در را هل می داد و با نیم چرخشی وارد خانه می شد. آن موقع می گفتند اگه دیدید جوانی با تنش در را باز می کند، بدانید وقت زن گرفتنش هست (کنایه از این که دستش تو جیبش می رود). مطالب قبل را خواندم و یادداشت گذاشتم شاد باشی.

سعید

سلام. خوشحالم از این که بعد از یک سال، وبلاگ‌نویسی را دوباره از سر گرفته‌اید. همیشه به وبلاگ‌تان سر می‌زنم.

سعید

سلام. خوشحالم از این که بعد از یک سال، وبلاگ‌نویسی را دوباره از سر گرفته‌اید. همیشه به وبلاگ‌تان سر می‌زنم.

سعید

سلام. از این که بعد از نزدیک یک سال به روز رسانی وبلاگ‌تان را از سر گرفته‌اید، خوشحالم. همیشه به وبلاگ‌تان سر می‌زنم.

آیینه

بابا این دوستمون سعید اینقدر از به روزرسانی وبلاگتون خوشحال شده به روز کنید دیگه!

آیینه

شما که تو وبلاگ خوندن اینقدر به روزید چرا تو نوشتن اینقدر تنبلید؟[سوال]